روزهای زندگی من

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

روزهای زندگی من

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

پیام های کوتاه
  • ۲۲ شهریور ۹۶ , ۱۵:۱۹
    مشهد
محبوب ترین مطالب
  • ۹۶/۱۱/۰۶
    :(

31شهریور نزدیکه ها :دییی

 ببینید :دی




  • محسن رحمانی
 جانا پر پروانه ما را بپذیر
عشق دل دیوانه ما را بپذیر
 یک روز دگر مانده به پیمان غدیر
تبریک صمیمانه ما را بپذیر











آغاز، علی بود و علی حُسن ختام
او اول و آخر است به دین اسلام
در عید غدیر خم فرستد صلوات
هر کس که او را علی ولی گشت و امام











  • محسن رحمانی
  • محسن رحمانی

























  • محسن رحمانی

آش پشت پا

۱۴
شهریور

سلام بر حسین (ع)


دیدم مادرم داره آش درست میکنه 
سوال کردم :
مادر...آش چی می پزی؟ 
گفت:
آش پشت پا 
گفتم :
از ما کسی مسافرت نمی ره.. گفت:
حسین (ع )امشب از مدینه به سمت کربلا راه می افته گفتم:
چرا تو؟ 
گفت: 
آخه حسین(ع) مادر نداره...
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 
دوست داشتی کپی کن تا بقیه هم سلامی بدن به امام غریبمون    









السلام علیک یا اباعبداله الحسین (ع).


  • محسن رحمانی

پست ترسناک

۱۲
شهریور

خواستم یه پست ترسناک درمورد جن بذارم براتون ترسیدم شب خوابتون نبره برای همین منصرف شدم .:دی 

  • محسن رحمانی

با آرزوی بهترین ها برای شما 

برات آرزوی خوشبختی میکنم دادا [قلب][قلب]

 

 

 

http://goo.gl/mgw2Iq

 

 

 

  • محسن رحمانی

روزگارا

۱۰
شهریور

روزگارا:

  تو اگر سخت به من میگیری،

  با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،

  گرچه دلگیرتر از دیروزم،

  گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند،

  لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست

  زندگی باید کرد...!

  • محسن رحمانی

:))))

۰۸
شهریور

دختری در کابل کتاب می فروخت ومعشوقه اش را دید که به سویش میاید ،در این حال پدرش در نزدیکش ایستاده بود.

به معشوقه اش گفت:

آیا به خاطر گرفتن کتابی که نامش "آیا پدر در خانه هست " ازشکسبرس نویسنده ء آلمانی ،آمده یی؟

پسر گفت : نخیر !من به خاطر گرفتن کتابی به اسم "کجا باید ببینمت "از توماس هرنانیز نویسنده انگلیسی ،آمده ام .

دختر در پاسخ گفت : آن کتاب را ندارم ،اما می توانی کتابی به نام " زیر درخت عم " از نویسنده ء آمریکایی ،باتریس اولفر را بگیری .

پسر گفت : خوب است واما آیا می توانی فردا کتاب " بعد از 5 دقیقه با همراهت تماس می گیرم "از نویسنده ء بلژیکی ،جون برنار را بیاوری ؟

بعد از آن ...

پدر گفت : این کتاب ها زیاد است ،آیا همه اش را مطالعه خواهد کرد؟!

دختر گفت : بلی پدر ،او خواننده ای باهوش و کوشا است .

پدر گفت : خوب است دختر دوست داشتنی ام ،فهمیدم ولکن او باید کتاب " من کودن نیستم ،همه چیز را فهمیدم " از نویسنده ء هلندی فرانک مرتینیز

را نیز بخواند .

وهمچنان تودخترکم !باید کتابی را که برایت گرفته ام و امروز در سر میز آنرا خواهی یافت ،به نام " فردا به عروسی با پسر عمویت آماده شو" از 

نویسنده ء روسی ،موریس هنری است ،بخوانی . :دیییییییییییییییییییی

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  • محسن رحمانی

بدون شرح

۰۷
شهریور
























خمیازه جالب یک جغد 


منابع : باشگاه خبرنگاران جوان و مشرق


  • محسن رحمانی