۱۱ مطلب با موضوع «طنز» ثبت شده است

خوشگلا باید برقصن

عنوان قشنگ نداشتم سرش کلاه گذاشتم :دی خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  • ببر بنگال
  • يكشنبه ۷ آذر ۹۵

طنز




  • ببر بنگال
  • چهارشنبه ۱۹ آبان ۹۵

از سری خاطرات یه راننده

یه راننده تعریف میکرد یه سرویس که رفته بودیم یه پیرزنه پشت سر من نشسته بود که یه مشت پسته و مغز بادوم بهم داد ماهم که بی خبر

با اشتها خوردیم  باز دوباره بین راه بهمون مغز بادوم و پسته داد خلاصه تو مسیر هراز گاهی بهمون مشت مشت پسته و بادوم میداد نزدیک 

مقصد که شدیم باز یه مشت دیگه بهمون داد ما گرفتیم ریختیم تو دهن صدام کرد گفت ننه اینم اخریش دیدم از تو دهنش یه دونه مغز پسته بیرون

آورد گفت آره ننه دخترم بهم گز داد منم که دندون  ندارم  گزو پسته هارو بخورم :/

گلاب به روتون گلاب به روتون یه جا همه رو بالا آوردم :/

خخخخخخخخخخخ بیچاره راننده :دی خلاصه شما هم یه پیرزن دیدید کنارتون یا پشت سر یا جلو تون نشسته تعارف کرد بخورید دل پاک باشید :دی

خخخخخخخخخخخخخخخخ

  • ببر بنگال
  • يكشنبه ۱۶ آبان ۹۵

معادل کلمات عشقولانه زن وشوهری

مرد به زن :

معادل جدید .... معادل قدیم

عشقم ........ ضعیفه (ضیفه)

عزیزم ......... زن 

همسرم...... زنک 

خانومی ..... منزل 

زن به مرد

معادل جدید ....... معادل قدیم

 عشقم .................. مرد

عزیزم ..................... یارو

همسرم .................. مردک 

آقایی ....................... با توام 


:دی 

  • ببر بنگال
  • يكشنبه ۱۶ آبان ۹۵

شوخی با بچه های بیان +بعدا نوشت







این عکس بچگی یکی از شیطونترین بچه های بیان به اسم المی هست :دی از بچگی انگشت اشارشون اماده فرورفتن در چشو چال دیگران بوده :دی 






ایشونم که معرف حضورتون هستن ؟ ماهی گلیه دیگه :دی 

 همون دکتر غر غروی خودمون دیگه :دی 

البته الان غرغرو شده بچه که بود غر غرو نبود :دی 






ایشونم که گندمی هستن :دی البته گول ضاهرشو نخوریدها از اون گودزیلاهای زمان خودش بوده :دی 

الانم که تخصصش شده انتقاد از برنامه های تلوزیونی :دی + اذیت کردن آبجی کوچیکش :دی 








ایشونم که دیگه خیلی معروفن :دی

محمد حسین خودمونه دیگه :دی خخخخخ از بچگی اتو کشیده ومرتب بودن :دی خخخخخ

به فکر خال و تب عشق یار بودن خخخخخخخ :دی 


ایشونم که معلومه خانم اسرا هستن :دی از این نشونه :/ :دی خخخخخخخ کاملا پیداست دیگه خخخخخخخخ

از بچگی عاشق این :/ بودندی :دی خخخخخخخخخخخخخخخخ



ایشونم بهار جان هستند که سر بزنگاه گیر افتادن و مچشونو هنگام یواشکی غذا خوردن گرفتن  تصویر خودش گویاست :دی 




ایشونم که ام اسی خوشبخت هستند :دی خخخخ

مدیونید اگه فک کنید خودش این باقالی هارو پوست کرده ایشون فقط عکسشو گرفتن :دی خخخخ




ایشون هم که اقا گل هستند خخخخخخخخخخخخخخ

:دی 


امیدوارم خوشتون اومده باشه و رنجیده خاطر وناراحت نشده باشه . دوستانی که باهاشون شوخی کردم پیشاپیش از شما عذر خواهی

میکنم  لطفا از ما رنجیده خاطر نشوید . باتشکر . 


بعدا نوشت : اینم منم  محمد حسین فرستاده  :دی 

http://jazzaab.ir/upload/1/0.610808001313670287_jazzaab_ir.jpg

  • ببر بنگال
  • جمعه ۱۴ آبان ۹۵

بدون شرح


  • ببر بنگال
  • جمعه ۱۹ شهریور ۹۵

خواستگاری پر ماجرا

جاتون خالی یه خواستگاری رفتیم اینقدر ماجرا داشت که نگو .نمیگم تادلتون آب شه 

 

خوب حالا آب غوره نگیرید ظرف نداریم خخخخخخخخخخخخخ میگم.

خوب دسته جمعی رفتیم منزل مورد نظر خواستگاری 

نشستیم خونه حسابی برق میزد عاقا بعد از خوش وبش و صحبت عروس خانوم تشریف آوردن با سینی چای.

عروس نگو یه دسته گل رعنا خوشگل بلند بالا  کلیپسش بلند اندازه برج میلاد خخخخخخخخخخ

حسابی بزک دوزک کرده بود شده بود رنگین کمون خخخخخخخخخخخخخخخ دیگه هیچی چایی

آورد پخش کرد ازهمون اول دستش میلرزید نه از خجالتا بلکه از بلد نبودن خخخخخ آخه مگه دخترای این دوره

میدونن خجالت چیه خخخخدی  خخخخخخمیترسید چایی ها بریزه شور پر خخخخخخخخخخخ دی

عاقا هم به مارسید که ........

چیه فکر کردید چایی ها ریخت رومن  نچ چایی ها تموم شد خخخخخ

دیگه هیچی  دنبال چی میگردید من که نرفته بودم خواستگاری یه نفر دیگه رفته بود خخخخخخخخ

الفرار خخخخخخخخخ

 

 ++ هرکی لایک نکنه پنجولک پنجش بزنه :دی 

  • ببر بنگال
  • سه شنبه ۱۶ شهریور ۹۵

طنز

وقتی غضنفرنویسنده می شود:

رمان نیم خطی غضنفر:شب بودوخورشیددرآسمان می درخشید،پیرمردی جوان

قدم زنان نشسته بود!!؟

نویسنده:

ازیک نویسنده می پرسندکه نویسندگی وازکجاشروع کردی؟

جواب میده ازرودیوارتوکوچه  ها!!!!؟؟

سوال:؟؟

پسر:پدرهمین الان یک شعبده بازتوتلوزیون یک دستمالو تبدیل کرد به یک کبوتر.

پدر:عزیزم پسرم ،مادرت ازاون شعبده بازتره چون ۵۰۰۰۰هزارتومن رودرارز۱۰دقیقه

تبدیل به مانتوکرد!!؟

شب عروسی هنگامی که عروس ودامادعسل به دهن هم میزارن:

عروس:عزیزم چرا اینقدردستت شورو ترش مزه بود؟

داماد:عزیزم چون تاهمین چندلحظه پیش تو دماغم بود!!!؟؟

ازسری ماجراهای غضنفر:

اون اولایی بودکه غضنفرتازه اومده بود تهران ،به ترافیک خورده بودگفت اوه به این

میگن عروسی !!!!امشب یه شام افتادیم!!!!!!!!!!!!!

وقتی امتحان علوم وتاریخ تویه روزباشه:

معلم:بگوببینم محمدعلی شاه چه کرد؟

شاگرد:آقاگلبولهای سفیدوبه توپ بست!!!!!!!

معلم :بگوببینم انعقادخون کجااتفاق می افتد؟

شاگرد:آقادرنزدیک محلی به نام چالدران بین شاه اسماعیل صفوی و غزنویان!!!

خوب بید؟

 

  • ببر بنگال
  • سه شنبه ۹ شهریور ۹۵

ترشک ، لواشک ، آلوچه وسایر ترشیجات

وای چه خوش مزست ، دارم میخورم وملچ مولوچ میکنم ترش و خوش مزه .


غرض آب کردن دل شما  وآب انداختن دهن شما و آزار واذیت شما بود که بحمد الله حاصل شد :دی 


  • ببر بنگال
  • دوشنبه ۸ شهریور ۹۵

خخخخخخخخ





  • ببر بنگال
  • يكشنبه ۷ شهریور ۹۵