روزهای زندگی من

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

روزهای زندگی من

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

پیام های کوتاه

  • ۲۲ شهریور ۹۶ , ۱۵:۱۹
    مشهد

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

  • ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۲۵ :(

محبوب ترین مطالب

  • ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۲۵ :(

مطالب پربحث‌تر

۱۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

شرح شرحه شرحه شدن عشق
در اجتهاد شریح آنروز که خون خدا را مباح میکرد
و اوج منزلت ری که جای بهشت نشست در نگاه پسر سعد
عاشورا فریادی رسا از حلقوم بریده تاریخ خطبه خطبه اشک
بر گونه های خشک وارثان آب عاشورا



 

درس عاشورا درس زندگیست
درس خوبی وفلاحت، بندگیست
اگر چه اندک است طول وقوعش
هزاران درس داد آن با طلوعش


چون خون گلوی اصغرت را دیدی
با دست خودت روبه خدا پاشیدی
یعنی به خدای خالق خوبی ها
ارزنده ترین هدیَه را بخشیدی






عاشورای حسینی تسلیت باد.:((



محسن رحمانی
۲۸ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۵۰ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۴ نظر


دو دســت بــــریده اش کــــافیست . . .
بــــرای گــــــرفتن دســـت تمــــام عـــــالمیــــــان . . .
ألسَــــلاَمُ عَلَیکَــــــــ یَــــــا أبـــوُالفَضل ِ اَلعَبّــــــاس



 

دانش آموز امتحان جغرافی داشت.
سوال این بود:
تنها قمرکره زمین چه نام دارد؟
میدونست "ماه" هست ولی با عشق نوشت:
"قمر بنی هاشم(ع)"
معلمش بامعرفت، نمره شو داد و کنارش نوشت:
ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد،
نمک عشق ابالفضل چشیدن دارد!
لبیک یا ابا لفضل (ع)


تاسوعای حسینی، روز پای مردی و وفاداری پیروان امام حسین علیه السلام بر شما دوستدار خاندان عصمت علیهم السلام تسلیت باد.









السلام علیک یا ابالفضل العباس (ع)

محسن رحمانی
۲۸ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۱۱ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳ نظر



 

لالا لالا به طفل نیمه ساله / چه گویم ای خدا با اشک و ناله
زدی ای آب، آتش موج کم کن / فرات بی وفا آبش زلاله



پیر همه بود اگرچه او کودک بود
صبرش ز غریبی پدر اندک بود
می کرد به نی اشاره می گفت رباب
ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود

 


اشک
دلِ ما را نگران کرد
خونْ دلِ هر دو جهان کرد
حرمله بهرِ جفایش
تیرِ خود را به گمان کرد
دستِ صیاد از او درِّ صدف می گیرد
حرمله زیرِ گلو را چو هدف می گیرد
دلِ مولا شده پر خون
علی اصغر شده گلگون


السلام علیک یا علی اصغر (ع)



محسن رحمانی
۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۳۹ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۸ نظر


رقیه ...رقیه نجیب ! ای مهتاب شب های الفت حسین ! ای مظلوم ترین فریاد خسته ! گلِ نازدانه پدر و انیس رنج های عمه !

رقیه... رقیه کوچک! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا ! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند.

رقیه... رقیه صبور ! بمان، که بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان که کمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد.






مرا هم کربلایی کن رقیه

بحـق نام زیبای عـمویت

برای من دعایی کن رقیه (س)











السلام علیک یاحضرت رقیه (س)




محسن رحمانی
۲۲ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۵۴ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۶ نظر


آفتاب دوباره‌ای پیداست
روی دوشش ستاره‌ای پیداست

مشک بر روی شانۀ عباس
لب دریا کناره‌ای پیداست

این طرف غیر خار در دستی
وایِ من سنگ خاره‌ای پیداست

آن طرف حنجری عطش آلود
در پسِ گاهواره‌ای پیداست

این طرف با سه شعبه‌های خودش
روی اسبی سواره‌ای پیداست

آه از توی گودی گودال
سر دارالاماره‌ای پیداست

اگر این نیزه‌ها اجازه دهند
بدن پاره پاره‌ای پیداست

خاک این دشت سربلند شده
روی پایش اگر بلند شده

کاروانی ز دور می‌آید
آه از هر جگر بلند شده

چهرۀ ماهتاب این لشکر
روی دست قمر بلند شده

به قد و قامت علی اکبر
چشم نیزه نظربلند شده

وای تیر سه شعبه‌ای انگار
روی پا‌های پر بلند شده

روی زانو نشسته حرمله و
روی دستی پسر بلند شده

سمت هرکس حسین در نقشی
گه عمو گه پدر بلند شده

این خمیده سه ساله کیست مگر
مادر از پشت در بلند شده

نجمه گوید که قد قاسم من
از چه اینقدر بلند شده

روی دست تو اکبر از پا؟ نه
از میان کمر بلند شده
 
گل به وقت گلاب نزدیک است
لحظۀ اضطراب نزدیک است

لحظه‌ای که عمو به خود می‌گفت:
مشک بردار آب نزدیک است

بی گمان بین آب و شش ماهه
لحظۀ انتخاب نزدیک است

لحظۀ رو گرفتن ارباب
از نگاه رباب نزدیک است

آه خفاش‌های بی مقدار!
کشتن آفتاب نزدیک است

لحظه‌های کشیدن دست و
روسری و نقاب نزدیک است




محسن رحمانی
۲۰ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۲ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۴ نظر

برای اطلاعت بیشتر به اینجا  

مراجعه کنید .

محسن رحمانی
۲۰ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۰۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

فدای صداقت اون بی سوادی که گفتن عشق چند حرفه گفت 3 حرف . همه بهش خندیدن .گفت مگه حسین چند حرفه ؟


ایام وسگواری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) تسلیت باد ...

محسن رحمانی
۱۹ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۴۰ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹ نظر

دوستان شما تاریخ امکانات وابزارها وبرچسب وبتون تموم میشه چیکار میکنید؟

محسن رحمانی
۱۶ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۵۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳ نظر

دیروز رفتیم میدان تیر . اول مارا شطرنجی کنید :/

اول از همه بگم افتضاح بود . نخند خو سرت میادا -_-

نمیدونم چرا من هروقت اسم میدون تیر رو میشنوم بدجور استرس میگیرم چه برسه که اونجا باشمو بخوام تیرهم بزنم :/ یعنی تیرام یا میخورد به سیبل

بغلی یا میخورد به کوه :/ اصلا سیبل رو گم کرده بودم :/



بی ربط نوشت : عاقا ما هروقت خواستیم یه چیزی بخریم  دقیقا همون روز همون چیز کم یاب میشه اصلا آب میشه میره تو زمین اصلا پیدا نمیشه :/

برای شما هم همینطوره یا فقط برای ما ؟ :/




محسن رحمانی
۱۴ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۴۸ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۷ نظر

بدترین وسخت ترین صحنه ای که بااون  هرکسی رو به رو میشه بیماری یا حادثه برای کودکان است :( خیلی بد و دلخراش هست این صحنه ها.


بعد از ظهری رفته بودم بیمارستان نوزادی رو دیدم که داشتن طفلکی ازش خون میگرفتن طفلک دردش میگرفت وگریه میکرد مثل ابر بهار :( کلی

دلم براش سوخت . :(


محسن رحمانی
۱۳ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۲۲ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۵ نظر